آیا روحانی کاندیدای اصلاح طلبان خواهد بود؟ گفت و گو با دکتر محمد تقی رخشانی

جنابعالی به عنوان یک فعال اصلاح طلب که مسئولیت قائم مقامی ستاد آقای روحانی را بر عهده داشتید و به اذعان همگان نقش تعیین کننده ای در انتخابات ۹۲ داشتید اکنون دولت تدبیر و امید را چگونه ارزیابی می کنید؟
به ارزیابی با مفهوم نقد و سره و ناسره کردن نگاه می کنم و از این جایگاه ابتدا به دستاوردهای دولت می پردازم و تلاش می کنم در این ارزیابی مقایسه ای هم با دولت قبل داشته باشم. اولین دستاورد دولت آقای روحانی آرام کردن جامعه است بدون تردید آرامش در جامعه یک نعمت بزرگ است. در دولت قبل با وجود آنکه اصلاح طلبان به طور کامل خود را کنار کشیده بودند و حتی یک انتقاد معمولی هم نمی کردند اما فضای جامعه خارج از قاعده متشنج بود. اختلافات میان قوای مختلف به سطح رؤسا نیز رسیده بود و دیدیم که رئیس قوه ی مجریه علیه رئیس قوه ی مقننه و قضائیه ویدئو پخش می کرد و حتی دامنه ی این تشنج را تا دفتر مقام رهبری هم کشاندند. با روی کار آمدن دولت جدید علی رغم مواضع ویژه ی مجلس اما دولت با همان نقش اعتدال تلاش در آرام کردن فضای کشور داشت در این راه حتی شاهد معرفی چندین وزیر برای یک وزراتخانه و عدم پذیرش آنها توسط مجلس بودیم اما روحانی باز هم آماده بود تا افراد بیشتری معرفی کند. امروز با وجود انتقادات غیروارد، تخریبی و گسترده باز هم شاهدیم که خوشبختانه جامعه از آرامش خوبی برخوردار است.
دومین دستاورد دولت تدبیر و امید تعامل با دنیا و پرهیز از تشنج آفرینی است. باز به خاطر داریم که رفتار قلدرمآبانه و بدور از منطق دولت قبل بهانه به دست دشمنان می داد و قطعنامه پشت قطعنامه علیه ایران صادر می شد اگر چه این قطعنامه ها ظالمانه بود ولی جنبه ی قانونی داشت و فضای حرکت ما را در جهان محدود و محدودتر می کرد. دولت جدید با به سرانجام رساندن مذاکرات و رسیدن به توافق هسته ای و برجام موفق شد که همه ی قطعنامه های مرتبط با فعالیت های هسته ای را به یکباره لغو کند، به ایران هراسی خاتمه بدهد و موقعیت ایران را در جهان ارتقاء ببخشد.
سومین دستاورد دولت ایجاد ثبات در وضعیت اقتصادی کشور است وضعیت نابسامان و بی ثبات اقتصادی در دولت قبل را به خاطر داریم در بازار شوش تهران مشغول خرید یک پارچ بودیم فروشنده قیمت پارچ را پانزده هزار تومان گفت با خانمم در حال مشورت خرید بودیم که فردی از مقابل مغازه عبور کرد و گفت دلار بالا رفت حواستان باشد. فروشنده پارچ را گرفت و گفت هفده هزار تومان و پایین هم نیامد سایر اجناس هم همینطور بود کاغذ را که ما سر و کار داشتیم قیمت ساعتی داشت. خوشبختانه دولت روحانی توانست در بازار، ثبات ایجاد کند.
چهارمین دستاورد دولت کنترل و کاهش تورم است در چهار ساله ی دوم دولت قبل مهار تورم رها شده بود و با بالا رفتن قیمت دلار از ۹۰۰ تومان به سه هزار و پانصد تومان شاهد تورم بالای ۴۰ درصد در کشور بودیم. دولت روحانی به خوبی توانست ابتدا تورم را کنترل نماید و سپس آن را کاهش دهد و تا مرز تک رقمی پایین بیاورد. اگر چه بخشی از این کاهش نتیجه ی کاهش قیمت نفت و رکود در کشور بود اما با آن شرایط درآمدی اقدام مهمی بود.
اینها نمونه هایی از موفقیت های دولت تدبیر و امید بود و البته کاستی هایی هم در عملکرد دولت هست که به چند نمونه اشاره می کنم. شخص روحانی و تیم پیرامونی وی تلاش کردند در میان دو تفکر اصلاح طلبی و اصولگرایی که در جامعه صورت بندی شده و شکل گرفته است تفکر جدیدی به نام اعتدالگرایی را مطرح کنند این مجموعه غافل بودند که اصولاً اعتدال یک تفکر نیست بلکه یک منش است به این معنا که افراد می توانند اصلاح طلب یا اصولگرا باشند اما معتدل هم باشند. این نگرش جناب روحانی و دوستانشان باعث شد تا آنها تصور کنند می توانند همه ی افراد با هر تفکر و مشرب سیاسی را در کنار خود داشته باشند این نگاه غیرواقعی موجب شد تا کمترین تغییرات را در سطوح مدیریتی داشته باشیم در حالیکه مدیران سابق آمده بودند تا برنامه های رییس جمهور سابق را اجرایی کنند و اگر برنامه های این دولت با دولت قبل متفاوت بود که بود قاعدتاً باید افرادی معتقد به این برنامه ها مجری آنها می شدند. این خبط بزرگ دو اشکال بزرگ ایجاد کرد اولاً ساختار مدیریت را در کلیت دولت دوپاره کرد، مدیرانی سکاندار مدیریت ماندند یا منصوب شدند که حامی دولت قبل بودند و به کنایه یا صراحه از آن دولت حمایت می کردند و می کنند و به دولت جدید انتقاد دارند. دوم آن که با این روش روحانی عملاً به ستادهای انتخاباتی خود و اصلاح طلبان حامی خود بی اعتنایی و بی محبتی کرد و بخش عمده ای از آنها را از خود تاراند. به این ترتیب نه برنامه های دولت اجرایی شد، نه عوامل دولت قبل جذب دولت روحانی شدند و تازه نیروهای دوستدار روحانی هم از او فاصله گرفتند. نکته ی دیگری که مبنای اشکالات دیگری شد تعریف غیرواقعی روحانی از خود بود. روحانی جایگاه خود را با جایگاه رهبری اشتباه گرفته بود روحانی تصور می کرد باید چتری باشد که همه ی قوا و سلایق و جناح های سیاسی در زیر آن چتر فعالیت داشته باشند. ایشان توجه نکرد که کشور برای خودش رهبر دارد و رهبری به خوبی و شایستگی به ایفای وظایف خود مشغول است و روحانی رییس جمهوری است که در کنار چند گزینه ی دیگر برنامه هایی را ارایه کرده که مردم به آن برنامه ها رأی دادند و ایشان را برگزیده اند ایشان موظف است برنامه هایی را که مردم به آنها رأی داده اند پیاده کند. می بینیم که ایشان بر خلاف قانون اساسی و اصل مهم تفکیک قوا پای قوه ی مقننه را به قوه ی مجریه باز می کند و نمایندگان را در تصمیم گیری های قوه ی مجریه به ویژه در امر انتخاب استانداران و مدیران مداخله می دهد تا آن حد که برخی نمایندگان برای برخی سمت ها یک گزینه معرفی می کردند و می کنند و به کمتر از انتصاب همان فرد هم رضایت نمی دهند. این عملکرد که مشکلات فراوانی را به وجود آورد محصول تعریف غیرواقعی روحانی از جایگاه خود است.
ببخشید شما همیشه از مخالفان حذف نیروها بوده اید حالا به استفاده از مدیران اصولگرا نقد دارید؟
همینطور است که می فرمایید، همیشه گفته ام که مخالف حذف هستم و برای اداره کشور به همه ی نیروها نیاز داریم اما باید هر یک را در جایگاه خود تعریف کنیم. نیروهایی در کشور داریم که دیدگاه سیاسی خاصی ندارند و کارشناسان یا مدیران تکنوکرات یا بروکرات هستند و سمت هایی هم داریم که متناسب همین نیروهاست و لذا در هر دولتی این ها می توانند در سمت های خود باشند و مفید هم باشند، تغییر دولت ها و برنامه ها تأثیری در نقش این سمت ها ندارد. حوزه های عمرانی راه، آب، برق، ثبت احوال از این دست هستند. اما دستگاه هایی هستند که برنامه های دولت ها را اجرایی می کنند، برنامه هایی که در واقع جایگاه اختلاف نظر اصولگرایان و اصلاح طلبان است. این توهم است که تصور کنیم یک برنامه ی اصلاح طلبانه را یک مدیر اصولگرا محقق کند و برعکس هم همینطور است. حوزه های سیاست، اقتصاد و فرهنگ نمونه هایی از این دست هستند. بنابراین بحث حذف نیست بلکه قرار گرفتن در جایگاه مناسب است. طبیعی است که هر دولتی گلوگاه های برنامه ی خودش را در اختیار نیروهای هم فکر و وفادار به خودش قرار دهد. دولت روحانی این کار را نکرد و نگران آن هستیم که از این طرف رانده و از آن طرف مانده شود.
ببخشید لطفاً به بحث قبلی برگردیم
نکته ی دیگر که زمینه ی پاره ای اشکالات شد این بود که تیم پیرامونی آقای روحانی آقایان نوبخت، نهاوندیان، ترکان، بانک، نعمت زاده، همه اقتصادی هستند و اقتضای اقتصاد هم احتیاط و محافظه کاری است این ویژگی موجب شده که دولت در اقدام و عمل کُند باشد گاه تصمیم برای یک تغییر کوچک بیش از دو سال زمان می برد. نمی خواهم بگویم این تیم ترسو هستند بلکه می خواهم بگویم جسارت یک تیم سیاسی را ندارند. نه چابک هستند و نه مقاوم، برعکس، کند هستند و خیلی عقب نشینی می کنند. البته به این مسئله سن بالای اعضای کابینه را هم اضافه کنید. مثلاً دکتر فانی بدون تردید یک نظریه پرداز تعلیم و تربیت است اما ایشان پانزده، بیست سال قبل باید وزیر می شد که توان پیشبرد برنامه هایش را می داشت.
از آسیب های جدی دولت مسئله ی حقوق های نجومی بود که به اعتماد عمومی آسیب جدی وارد کرد. بدون تردید بزرگترین سرمایه ی اجتماعی هر دولتی اعتماد عمومی به آن دولت است که دولت روحانی هم به نسبت خوبی از آن برخودار بود افشای فیش های حقوقی ده ها و صدها میلیونی ضربات سنگینی به اعتماد عمومی مردم وارد کرد و ادعاهای زیادی از جمله انقلابی بودن، مردمی بودن و ساده زیست بودن و عدالتخواه بودنِ خود آن مدیران و دولت را به زیر سئوال برد. اگر چه دولت با این موضوع تا حدی خوب برخورد کرد اما قطعاً در آینده ی نزدیک دستاویز رقیبان روحانی در انتخابات خواهد شد.
گاهی در ارتباط با دستاوردهای دولت تدبیر و امید گفته می شود باید به این نکته توجه کنیم که اگر این دولت نبود و یا دولتی مثل دولت قبل بود وضعیت مملکت چه می شد نظر شما در این مورد چیست؟
این پاک کردن صورت مسئله است مردم به این دولت رأی دادند که برنامه های مورد نظر آنها را پیاده کند. دولت هم تلاش خودش را کرده آنچه در این میان اتفاق افتاده این است که اولاً جناح رقیب در ناموفق نشان دادن دولت موفق بوده و دوم آنکه میان نگاه دولت و نخبگان با نگاه مردم به مطالبات تفاوت وجود دارد. نخبگان و دولت موفقیت در مذاکرات هسته ای و بهبود روابط با دنیا و شکست پروژه ایران هراسی را بسیار مهم می دانند که البته مهم هست اما مردم در نگاه به مطالبات، معیشت را می بینند و دولت باید در این زمینه تلاش بسیار گسترده تری را انجام بدهد تا مردم به طور ملموس نتیجه ی برنامه ها و تلاش های دولت را در زندگی خود احساس بکنند.
با نظر مشورتی مقام معظم رهبری حضور دکتر احمدی نژاد در انتخابات منتفی شد جنابعالی چقدر این حضور را جدی تلقی کردید و چقدر آن را برای دکتر روحانی خطر می دانستید؟
اولاً که در سیاست امر محال وجود ندارد پس اگر احمدی نژاد می آمد و تأیید صلاحیت هم می شد اتفاق خارق العاده ای نبود. اما اینکه چقدر می توانست خطر باشد باید به این نکته توجه کنیم که رقیب انتخاباتی روحانی و اصلاح طلبان، جناح اصولگراست با این نگاه هیچ یک از شخصیت های اصولگرا اگر مورد حمایت جناح اصولگرا نباشند خطر نیستند و برعکس هر یک از شخصیت های اصولگرا که مورد حمایت جناح اصولگرا باشد خطر است و باید کاملاً هوشیار بود. اگر چه روحانی از محبوبیت خوبی برخوردار است اما بر این باور نیستم که ایشان بدون رقیب است. انتخابات پیش رو بسیار حساس است.
حمایت اصلاح طلبان از روحانی را قطعی می دانید؟
اگر چه بسیاری از اصلاح طلبان به عملکرد روحانی نقدهای جدی دارند و اگر یک اصلاح طلب معمولی هم وارد انتخابات بشود می تواند چند میلیون از آرای اصلاح طلبان را جذب کند اما به نظرم دوران حرکت های عاطفی اصلاح طلبان در کلان کشور گذشته است و آنان با عقلانیت تصمیم می گیرند. در جبهه ی اصلاح طلبی هم بر روی هیچ گزینه ای حتی روحانی اتفاق نظر نیست و همین امر دلیل محکمی است که اصلاح طلبان ریسک نکنند و با حفظ حداقل های موجود برای امکانات و فرصت های بیشتر تلاش نمایند. بنابراین به نظر من روحانی گزینه ی اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ است.
برخی از افرادی که مایل به حضور در انتخابات ریاست جمهوری هستند فعالیت های خود را آغاز کرده اند اما از طرف دکتر روحانی فعالیت آشکار و محسوسی دیده نمی شود نظر شما در این مورد چیست؟
امیدوارم از خاطرجمعی نباشد.
واقعاً چی فکر می کنید؟
به نظرم هنوز دیر نشده و زمان به اندازه ی کافی هست، دی ماه زمان خوبی برای آغاز فعالیت ها و سازمان دهی ستادهاست.
به نظر شما چقدر احتمال دارد اصولگرایان از روحانی حمایت کنند؟
اگر چه گفتم که در سیاست امر محال وجود ندارد اما تصور نمی کنم به جز علی لاریجانی و اصولگرایان نزدیک به او مجموعه ی دیگری از اصولگرایان از روحانی حمایت کنند همچون انتخابات سال ۹۲ باز هم پایه ی رأی روحانی اصلاح طلبان خواهند بود.
سیستان و بلوچستان استانی بود که بالاترین درصد رأی را در سال ۹۲ به دکتر روحانی داد ارزیابی شما از انتخابات ۹۶ چیست؟
سیستان و بلوچستان به استان اصلاح طلبان معروف است اما شرایط موجود با گذشته تفاوت هایی کرده است در واقع همان نگاه مشکل دار دولت در مورد استفاده از نیروها که توضیح دادم با استاندار به استان آمد و در ظرف مدت کوتاهی به تیم استانداری هم سرایت کرد و شکاف های مختلفی را در استان به وجود آورد و یا شکاف های پیشین را دامن زد که نتیجه ی آن را در انتخابات مجلس دیدیم.
بیشتر توضیح می دهید؟
اجازه بدهید به همین اندازه کفایت کنم و وارد جزئیات نشوم فقط امیدوارم دوستان ما شیوه ی مشورت ناپذیری را ترک بکنند، اشتباهات گذشته را جبران کنند و به خاطر داشته باشند که از طرف دولتی فرصت خدمت به آنها داده شد که ممکن است غفلت آنها موجب عدم انتخابات مجدد آن بشود و فرصت دوستان هم به سر بیاید.

نظر دهید







تمامی حقوق این وبسایت متعلق به روزنامه زاهدان میباشد.
طراحی توسط نی زار