متن کامل سخنرانی دکتر رخشانی در اختتامیه همایش ملی هنر و ادب سیستان جایگاه آغازگری سرایش شعر به گویش سیستانی تا همیشه از آن استاد غلامعلی رییس الذاکرین است

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
عرض سلام و ادب و احترام محضر حاضران در مجلس، بسیار خوشحالم که در محفل انس ایرانیان حضور دارم. بسیار خوشحالم که در محفل انس دوستان حضور دارم. بسیار خوشحالم که در محمفل انس سیستانیان حضور دارم.
محفل انس است و دوستان همه جمعند
وان یکاد بخوانید و در فراز کنید
بنا دارم در این فرصت محدود چند فراز از گذشته ی سیستان را بگویم تا سخن به جناب استاد غلامعلی رئیس الذاکرین برسد.
در دوره ی اساطیری و پهلوانی تاریخ ایران اسطوره های ایرانی از سرزمین سیستان هستند و برای مقابله با مهاجمان و متجاوزان چشم امید ایرانیان به سیستان و دلاور مردان آن است. در جریان حمله ی افراسیاب به ایران است که جمعی به حضور رستم می روند و از او یاری می خواهند و این شعر بزرگ ملی در همین گفتگو شکل گرفته است.
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
در دوران تاریخی نیز سیستانیان برای حفظ استقلال و هویت ملی ایرانی از هیچ کوششی دریغ نکرده اند. هنگامی که کراسوس سردار معروف رومی پس از سرکوب قیام اسپارتاکوس به ایران لشکر کشید ارد اشک سیزدهم نامه ای صلح آمیز به وی نوشت که کراسوس با تبختر و غرور گفت: پاسخ این نامه را در پایتخت ایران خواهم داد. سورنا سردار سیستانی پارت و ده هزار سوار سیستانی پاسخ این گستاخی کراسوس را در نبرد حرّان دادند. کراسوس و پسرش فابیوس کشته شدند، رومیان به سختی شکست خوردند و مرز ایران و روم برای صد سال در همانجا ثابت ماند.
پس از اسلام و تصرف ایران توسط اعراب باز هم این سیستانی ها بودند که در معرکه ی رشادت قد برافراشتند و یعقوب لیث صفاری پس از دو قرن حکومت ملی را در ایران بنیان نهاد و چون استقرار یافت دستور داد تا تعدادی از کتابهای فارسی را از هند باز آورند و از جمله کتاب تاریخ ملوک عجم بود که توسط آزاد سرو به حکیم بزرگ طوس فردوسی رسید و وی شاهنامه را به اتکای آن سرود و باز یعقوب پس از فتحی در جمع نشسته بود که شاعری به زبان عربی برای وی شعری سرود یعقوب اعتراض کرد که چرا به زبان عربی و فی البداهه محمد بن وصیف سیستانی شعری به پارسی برای یعقوب گفت که بیت اول آن این است:
ای امیری که امیران جهان خاصه و عام
همه سگ بند تو باشند و غلام
و این اولین شعر فارسی بعد از اسلام است در واقع ایرانیان به خاطر ایجاد دولت ملی، احیای زبان فارسی و احیای سرایش شعر به زبان فارسی وامدار یعقوب هستند.
دوران عظمت سیستان با حمله ی تیمور به سرآمد و انحطاط آغاز شد. اگر چه در دولت صفوی عده ای از سرداران سیستانی به حکومت نزدیک شدند اما به واقع دوران فترت همچنان ادامه یافت. دوران قاجار دوران فاجعه بود با قرارداد گلستان و ترکمنچای بخش هایی از شمال و شمال غرب ایران جدا شد.با قرارداد آخال ماوراالنهر از ایران جدا شد با قرارداد پاریس هرات و بخش هایی از خراسان از ایران جداشد با قرارداد گلداسمیت بخش هایی از بلوچستان از ایران جدا شد و با قرارداد مک ماهون بخش های عمده ی سیستان از ایران جدا شد. انصاری رییس هیئت مذاکره کننده ی ایرانی به حضور ناصرالدین شاه رفت و گفت اگر همین قسمت مثلثی شکل را در جنوب شرق که تتمه ی سیستان است را به انگلیس ها بدهیم دعوای ما و انگلیس تمام می شود. ناصرالدین شاه خطاب به انصاری گفت ایرادی ندارد فقط یک سوال مرا جواب بده اگر این بخش را هم به انگلیس ها بدهیم آن وقت با چه رویی شاهنامه را زیر بغلمان بگیریم.
با آغاز حکومت پهلوی ملی گرایی خاص آن دوران دستور کار شد و سیستان بن مایه های قوی از اسطوره و تاریخ را داشت که می توانست به آن ملی گرایی مدد برساند. نظریه پردازان عصر پهلوی اول برای چارچوب سازی و صورت بندی ملی گرایی مورد نظر خود متوجه سیستان شدند و آثار متعددی در مورد سیستان منتشر کردند این توجه به سیستان، برای سیستانی ها خوشایند بود و آن را مغتنم شمردند. ملی گرایی خاص پهلوی اول در دوره ی پهلوی دوم تلطیف شد و در کنار آن به تعبیر برجسته ترین نظریه پرداز تاریخ معاصر استان جناب استاد قاسم سیاسر که خداوند ایشان را به سلامت دارد و عمرش طولانی باشد که برای فربه شدن انبان فرهنگ و تاریخ استان به ایشان امید بسیار داریم. بومی گرایی ایدئولوژیک نیز چهره نمود و شخصیت هایی همچون جلال آل احمد و دکتر شریعتی از برجسته ترین چهره های آن بودند در این دوران جمعی از فرهیختگان سیستانی به تلاش و پژوهش در احیای فرهنگی سیستان پرداختند افرادی همچون ایرج افشار سیستانی، جواد محمدی خمک، ابراهیم سرحدی و امین اله سرابندی از آن جمله بودند. اما نکته ای که مهم بود و مورد توجه ملی گرایی و بومی گرایی ایدئولوژیک نبود ، توجه به گویش ها و زبان های محلی بود که در این حوزه دو شخصیت دیگر سیستانی به تکاپو پرداختند. در حوزه ی سرایش شعر به گویش سیستانی استاد غلامعلی رییس الذاکرین دامن همت به کمر زد و کاری کرد کارستان و در حوزه ی زبان شناسی استاد غلامرضا عمرانی چنان عمیق و علمی وارد شد که محصول آن تلاش ها تاکنون انتشار چهار جلد کتاب بوده که چند جلد هم آماده ی انتشار است و استاد عمرانی با این کار ظرفیت بالای گویش سیستانی را به رخ همگان کشید.
استاد غلامعلی رییس الذاکرین در شرایطی به سرایش شعر به گویش سیستانی پرداخت که پس از فرخی سیستانی شاعر بزرگی در سیستان ظهور نکرده و یا اگر بوده نام و شعرش به ما نرسیده. در مورد شعر به گویش سیستانی وضعیت بسیار بدتر بود شعر سیستانی در اشعار عامیانه خلاصه می شد به همین دلیل استاد رییس الذاکرین دست به کاری ستروگ زده بود.
جناب استاد رئیس الذاکرین نهالی را که جنابعالی کاشتید و با خون دل آن را آبیاری کردید اکنون به درخت تناوری تبدیل شده است. خیل شاعران بومی سرا که پا بر شانه ی استاد رئیس الذاکرین گذاشتند و قد کشیدند اکنون سودای آن دارند که از استاد فراتر روند و از وی سر شوند و این اقتضای پویایی فرهنگی است و کمال آرزوی خود استاد رئیس هم همین است. البته این فرا رفتن در سرودن شعراست نه جایگاه استاد که این جایگاه یعنی جایگاه آغازگری سرایش شعر به گویش سیستانی و این فضل تقدم تا همیشه از آن استاد غلامعلی رئیس الذاکرین است.
جناب استاد اگر در همین تالار بخواهیم از شاعرانمان که با گویش سیستانی شعر بخوانند توانایی آن را دارند که تا صبح برای ما شعر بخوانند. شاعران گرانقدری چون غلام پودینه، ماشاالله خلیلی، غلام پیری، سلطان جهانتیغ، محمد میر، بدیل رخشانی، داود صیاد و گروهی دیگر و در جمع دختران و بانوان می بینیم که چقدر عالمانه و مسلط برقواعد شعر، عاشقانه و با رعایت همه ی صور خیال و از دل چنانکه میبینیم چون شعر می خوانند چگونه بردل شنوندگان می نشیند و این همه محصول همان نهالی است که شما کاشتید و با خون دل آن را آبیاری کردید.
در پایان اعلام می کنم که پیام این همایش و این تجلیل به سیستان همان شعر استاد رییس الذاکرین است:
زابلستونَ بوگک یکَ نه ای خِ تَومِ استو
خِ تو اِستاده مِ خِ کِلکِ و دَستو
برای سربلندی ایران عزیز، آبادانی سیستان سرفراز، سلامتی خودتان و عزت و سلامتی استاد رییس الذاکرین یک کف مرتب بزنید.

نظر دهید







تمامی حقوق این وبسایت متعلق به روزنامه زاهدان میباشد.
طراحی توسط نی زار