تاریخ انتشار : ۳۱ مرد, ۱۳۹۴
کد مطلب : 874
کودتای ۱۰ هزار دلاری

با تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ شاه و انگلیس ها در شرایط دشواری قرار گرفتند. ارزیابی آنان این بود که با توجه به شرایط کشور و ضعف بنیان های اقتصادی و وابستگی نفت به انگلستان اگرچه قانون ملی شدن نفت به تصویب رسیده اما امکان اجرایی شدن آن وجود ندارد و عملا این قانون رها می شود. اما نمایندگان جبهه ی ملی در مجلس دست بردار نبودند و هر روز در خواست اجرای قانون را داشتند. تحلیل گران دربار در رایزنی های خود به این نتیجه رسیدند که تنها راه ساکت کردن جبهه ی ملی این است که به شخص دکتر محمد مصدق رهبر جبهه ملی پیشنهاد نخست وزیری و اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت داده شود، از آنجا که مصدق سیاستمداری کار کشته است و اوضاع کشور را نیز می شناسد به خوبی می داند که امکان اجرایی کردن قانون وجود ندارد لذا پیشنهاد نخست وزیری را نمی پذیرد و این فرصتی است تا به آنها گفته شود قانونی وضع کرده اید که خودتان هم قادر به اجرای آن نیستید و با سکوت و عقب نشینی جبهه ملی فرصتی فراهم می شود تا برای قانون ملی شدن صنعت نفت فکری بشود. این طرح پذیرفته شد و جمال امامی سخنگوی اکثریت مجلس شورای ملی در صحن علنی به دکتر محمد مصدق گفت: حال که آقایان بر اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت این قدر اصرار دارید خوب است که شخص جنابعالی نخست وزیری را بپذیرید و این قانون را اجرا کنید. بر خلاف پیش بینی تحلیل گران دربار، دکتر محمد مصدق نخست وزیری را پذیرفت.
دکتر محمد مصدق به نخست وزیری رسید و مهندس مهدی بازرگان را مامور خلع ید انگلستان و در اختیار گرفتن زمام نفت کشور نمود. استقبال مردم و حمایت همه جانبه از دولت ملی مصدق شرایط را برای انگلستان بسیار دشوار نمود.
نقطه ی امید دربار و انگلستان در این شرایط ویژه ارتش بود دکتر مصدق از شاه در خواست نمود وزارت دفاع در اختیار نخست وزیر باشد اما شاه مخالفت کرد، مصدق استعفا داد شاه استقبال نمود و احمد قوام را به سمت نخست وزیری منصوب کرد مقاومت مردم و آیت اله کاشانی در مقابل حکم شاه قیام سی تیر را رقم زد که منجر به بازگشت دکتر محمد مصدق به قدرت شد.
دربار عقب نشینی کرد و رهبران جنبش ملی فرصت یافتند تا اختلافات خود را ظاهر کنند. مصدق و کاشانی از هم فاصله گرفتند و عده ای در این میان آتش بیار معرکه ی جدایی بودند. حزب توده و جمعیت فداییان اسلام بر علیه مصدق تظاهرات می کردند ارتش تخت فرمان شاه تیراندازی می کرد و فردا صبح تیتر اول مطبوعات این بود که دست های مصدق به خون ملت ایران آغشته است.
این فرصتی بود تا گارد قدیم به طراحی و سازماندهی بپردازد.
انگلستان و آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم بر سر پرچمداری نظام سرمایه داری با یکدیگر رقابت داشتند البته آمریکا در بسیاری از نقاط جهان بر اوضاع مسلط شده بود و تنها کشورهای محدودی مثل ایران بودند که هنوز رقابت این دو کشور در آنها ادامه داشت.
شرایط ایجاد شده فرصت خوبی بود تا آمریکا حرکت آخر را نیز انجام دهد. گارد قدیم مرکب از سفارت آمریکا با نمایندگی گرومیت روزولت، دربار به نمایندگی اشرف پهلوی، ارتش به نمایندگی ارتشبد زاهدی و اراذل و اوباش تهران با نمایندگی شعبان جعفری سازمان گرفت.
شاه به بهانه ی استراحت به شمال کشور سفر کرد. ارتش وارد عمل شد و برای محاصره ی نخست وزیری حرکت کرد. ارتشبد افشار طوس رییس شهربانی در مقابل این حرکت ایستاد خبر به دانشگاه تهران رسید خلیل ملکی و جلال آل احمد دانشجویان دانشگاه را به خیابان آوردند، مردم حمایت کردند و کودتا در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ شکست خورد، شاه به ایتالیا گریخت، دکتر محمد مصدق تعلل کرد و عاملان کودتا را بخشید و رها کرد.
این بار نوبت آمریکا و گارد قدیم بود، دولت آمریکا برای هزینه ی کودتا هفتصد هزار دلار قرار داده بود. عوامل اشرف وارد میدان شدند اگر چه شعبان جعفری روز ۲۸ مرداد در زندان بود اما نوچه های وی با دریافت دلارهای آمریکایی به خیابان آمدند ابتدا شعار زنده باد مصدق سر دادند و چون جمعی از مردم با آنان همراه شدند چوب پرچم ها را در آوردند و با شعار جاوید شاه شروع به پرخاش و خشونت نمودند هرکس را دیدند زدند و مرعوب کردند تنها صدایی که در تهران شنیده می شد فریاد جاوید شاه همین گروه اندک بود. ارتش وارد صحنه شد و در خیابان های از جمعیت خالی شد با شتاب به سمت خانه ی دکتر محمد مصدق حرکت کرد. مصدق بازداشت شد دولت ملی ایران سقوط کرد، سپهبد اردشیر زاهدی نخست وزیر شد و شاه به ایران بازگشت. پرچم آقایی در ایران بی سر و صدا از دست انگلستان به دست آمریکا افتاد و برای همه ی این تحولات از هفتصد هزار دلار در نظر گرفته شده ی آمریکا تنها ده هزار دلار خرج شد.

نظر دهید







تمامی حقوق این وبسایت متعلق به روزنامه زاهدان میباشد.
طراحی توسط نی زار