دریافت روزنامه امروز
تاریخ انتشار : ۴ مرداد, ۱۳۹۹
کد مطلب : 1746
پهلوان رسول بخش ساز جاودانگی کوک کرد

می گفت کل فرانسه را هم که به او بدهند سازش را به آنها نخواهد فروخت؛ این بود نگاه مردی که با اتفاق نظر تمام نوازندگان بلوچ، عنوان بهترین نوازنده «سرود» را به خود اختصاص داده بود و متاسفانه امروز موسیقی نواحی کشور برای همیشه از داشتنش محروم شد.
صبح جمعه سوم مرداد ماه عرصه موسیقی نواحی کشور یکی دیگر از دُردانه هایش را از دست داد. رسولبخش زنگشاهی، هنرمند چیره دست سیستان و بلوچستان که در قیچک‌ نوازی ید طولایی داشت، در سن ۷۹ سالگی دار فانی را وداع گفت.
زنگشاهی تا همین چند سال قبل هنوز ساز پدرش را در دست می‌گرفت. او حتی وقتی با این پیشنهاد مواجه شده بود که ساز قیچکش را به قیمت ۱۲ میلیون تومان به فرانسوی ها بفروشد، در پاسخ گفته بود حتی اگر همه فرانسه را به او بدهند، سازش را به آنها نخواهد داد.
او دو ساز قیچک داشت که یکی را از پدرِ پدرش به ارث برده‌ بود و به خوبی آن را تزیین‌ کرده‌ بود. می‌گفت که تا کنون آن را سه‌بار تعمیر کرده‌ است.
هشت نسل است که در خانواده زنگشاهی ساز می‌نوازند. خود او از ۱۴ سالگی قیچک را در دست گرفته و نواختن آن را از پدرش یاد گرفته‌ بود و تا سال ۹۵، ۶۱ سال بود که می‌نواخت.
حاتم بلوچ‌زهی درباره استاد زنگشاهی گفته است: «در بلوچستان طایفه‌های بسیاری زندگی می‌کنند و در هر ۲۰ طایفه دو تا سه طایفه، ساز را به‌صورت ارثی می‌نوازند. حتی اگر کسی از یک طایفه دیگر بخواهد نوازندگی یاد بگیرد فضایی برای آموزش این کار وجود ندارد. استاد رسول بخش، قدیمی‌ترین نوازنده در طایفه زنگشاهی است. کسانی که استاد را می‌شناسند او را به خانه‌ می‌برند تا به آن‌ها آموزش دهد، در غیر این صورت فضایی برای این کار وجود ندارد.»
موسیقی بین برخی طایفه‌ها در سیستان و بلوچستان رونق بسیاری داشته است. زمانی که عده‌ای در بلوچستان دور هم جمع می‌شدند از نوازنده‌ها می‌خواستند در دورهمی‌ها برایشان بنوازند. این کار را بیشتر برای شاد بودن انجام می‌دادند. البته در مجالس عروسی هم از نوازنده‌های بلوچی زیاد استفاده می‌شد. در واقع هنرمندان موسیقی بلوچی فقط از طریق نوازندگی روزگار می‌گذراندند.
پیش از زنگشاهی شاعرانی مثل «مُلا غلام قادر رحمانی» و «کمال خان» که همراه استاد بودند، فوت کردند. استاد همیشه در کنار خواننده‌اش بود و زمانی که آن‌ها فوت کردند، دیگر کسی برای ساز خالی پول نمی‌داد.
به کسی که در بلوچستان ساز می‌زند، می‌گویند کم نسل است، یعنی او کارهای جهنمی انجام می‌دهد؛ البته بسیاری از افراد هم در این منطقه، موافق موسیقی هستند.
زنگشاهی درباره استقبال نسل جوان از موسیقی بلوچی گفته بود: جوانان امروز چون موسیقی سنتی بلوچ را نمی‌شناسند، بیشتر به سازهای اروپایی گرایش دارند. هر چیزی را که نوتر باشد، بیشتر می‌پسندند. نسل جوان هم از سازها استقبال نمی‌کند. پسر کوچکم سهیل می‌گوید، تو چه جایگاهی داری که من هم راه تو را ادامه دهم؟!
این پیشکسوت موسیقی نواحی بلوچستان که شاگردانی از فرانسه داشت، در این زمینه توضیح داده بود، «در فرانسه، سوئد، بلژیک، آلمان، سوئیس و ایتالیا اجراهایی داشتم و دانشگاه پاریس نیز مدرک دکتری افتخاری به من داد. در سال ۱۹۹۸ میلادی حتی پیشنهاد کردند که همراه اعضای خانواده‌ام به فرانسه مهاجرت کنم، اما چون هیچ کجا، ایران نمی‌شود و از طرفی چون فرهنگ ما با کشورهای دیگر متفاوت است، نپذیرفتم.»
او درباره این‌که چرا فرانسوی‌ها به موسیقی بلوچی توجه نشان می‌دهند؟ گفته بود: تعدادی از بلوچستانی‌ها به فرانسه مهاجرت کردند و چند بلوچی در سازمان فرهنگ فرانسه کار می‌کنند. رستم میرلاشاری، خواننده بلوچی نیز که در سوئد کار می‌کند، گروهای موسیقی بلوچی را برای اجرا در این کشور معرفی می‌کند. مردم این کشورها از این نوع موسیقی استقبال می‌کنند و بلیت‌های اجرا را با قیمت بسیار بالایی می‌خرند.
رسولبخش زنگشاهی متاسفانه مانند بسیاری از هنرمندان پیشکسوت کشور خصوصا در حوزه موسیقی نواحی، مشکل معیشت داشت. ندیم فرزند او، پیشتر به ایسنا گفته بود که انتظار داشتند که برای پدرش سرپناهی تهیه کنند تا او دغدغه کرایه خانه نداشته باشد. مستمری‌اش را بیشتر کنند که بتواند هر ماه با آن مبلغ روزگار بگذراند.
آنها همچنین نامه‌ای برای دستیار ویژه رییس‌جمهور و نیز معاون هنری وزیر ارشاد وقت نوشته بودند و انتظارات‌ خود را در آن نامه مطرح کرده‌ بودند ولی اتفاقی رخ نداد.
حتی در بهمن سال ۹۵ که فرزند استاد زنگشاهی در مواجهه با پرسشی درباره آخرین وضعیت پای مصنوعی که قرار بود برای پدرش ساخته شود قرار گرفت، گفته بود گویا پیگیری‌های آنها از طرف دولت نتیجه نداده و در نهایت چند نیکوکار هزینه‌های این کار را برعهده گرفته‌اند.

منبع ایسنا

نظر دهید







تمامی حقوق این وبسایت متعلق به روزنامه زاهدان میباشد.
طراحی توسط نی زار