دریافت روزنامه امروز
به بهانه ی هشتمین سالگرد درگذشت مهتاب نوروزی؛ سوزن دوزی درسراشیبی افول

صدای گریه ی نوزاد متصل به فریاد مادر در فضا می پیچد
پدر لبخندی می زند و به آسمان نگاه می کند، ماه کامل است
در دل می گوید: نامش را مهتاب می گذارم…

مهتاب همواره برآسمان پرستاره ی سوزن دوزی بلوچستان درخشید، هرگز از اصالت نقش ها کوتاه نیامد، هرگز نان را بر نام برتری نبخشید، هرگز خسته نشد، سوزن زد و سوزن زد و سوزن زد تا زیباترین رنگ ها و خوشترین نقش ها را بر قامت زنان بپوشاند، مهتاب بی هیچ ترسی پای تمام آموخته هایش ایستاد، به کسی حسادت نکرد، باکسی دعوا نکرد، فقط او بود و چشمهای روشن و دستهای پاکش.
مهتاب در دیماه ۱۳۱۲ در روستای قاسم آباد متولد شد. در کودکی زیاد دل به سوزن دوزی نمی داد، انگار می دانست نباید عجله کند، با حوصله و از سرصبر سوزن دوزی را یاد گرفت و در ظرافت و کمال ارائه اش داد. چیزی نگذشت که شهرت یافت و دست دوزهایش در کنار بقیه ی سوزن دوزان آن زمان به تمام جهان راه یافت.
مهتاب و همراهانش تا سال ۱۳۷۸ هنر سوزن دوزی را در اوج زیبایی و جذابیت ارائه کردند، تا آن هنگام که سازمان صنایع دستی ایران حمایت از تولید را از دستور کار خود خارج کرد. سوزن دوزان پراکنده و سردرگم هرکدام در گوشه ای کار را ادامه دادند. مهتاب هم در همان جایی که کارکردن را یاد گرفته بود ادامه داد… چند سال بعد به عنوان یکی از گنج های پنهان ایران در فرهنگستان هنر تقدیر شد اما حالش خوب نبود، انگار میدانست دوران طلایی سوزن دوزی پایان یافته است. مهتاب تا آخرین روز زندگی دست از کار نکشید، او در حالیکه بیش از شصت سال سوزن دوزی کرده بود فقط حدود سه سال از بیمه ی بازنشستگی هنری اش استفاده کرد. و در ۲۴ تیر ماه ۱۳۹۱ به آسمان پرکشید. مهتاب تمام عمر تنها بود، از هیچ کس حمایت نخواست و همیشه حامی همه بود. حکایت مهتاب حکایت تمام زنان هنرمند سرزمین ماست، حکایت شهناز ایرندگانی که برای ثبت بیمه اش در راهروهای صنایع دستی سرگردان بود، حکایت زرخاتون ایرندگانی که دیگر چشم هایش نخ های ظریف سوزن دوزی را نمی دید، حکایت زرملک دادکانی، حکایت مریم کریمی،فاطمه کول، زینب نوروزی و ده ها و صدها سوزن دوز دیگر، که خسته و تنها به دنبال احیاء فرهنگ، هنر و زندگی خویشند.زنانی که هیاهوی جشنواره ها و نمایشگاه های صنایع دستی را دوست ندارند، به دنبال جنگ برسر اولین سوزن دوز شدن، نیستند، سودای برندینگ و پاساژ و مدرنیزاسیون و شوآف در سر ندارند.اما سوزن دوزی جزئی از زندگیشان است، همچون مهتاب که روشنایی شبانه، بخشی از موجودیتش است.
این موسسات و ادارات و بیزینسمن ها هستند که دنیای ساده ی آنها را آلوده می کنند، بله متوجهیم؟؟!! همراهشان باشید، اما لطفاً به دلیل منافع شخصی و گروهی به آنها آسیب نزنید.

نظر دهید







تمامی حقوق این وبسایت متعلق به روزنامه زاهدان میباشد.
طراحی توسط نی زار