دریافت روزنامه امروز
آخرین اخبار
گفتگوی روزنامه زاهدان با محمد مومنی؛ اگر در استان پشتیبانی می داشتم از تیم ملی خط نمی خوردم

اشاره: محمد مومنی فوتبالش را از زمین های خاکی زابل آغاز کرد و به عنوان استعدادی جوان به تیم استان رفت ، او در مدتی کوتاه به تیم های سطح اول کشور پیوست و آقای گل فوتبال ایران شد، به تیم استقلال رفت و در جام باشگاه های آسیا بازی کرد، به تیم ملی دعوت شد و در کنار بازیکنان نسل طلایی ایران به مربی گری محمد مایلی کهن به تمرین پرداخت اما همواره بدون حاشیه سازی به صورت تخصصی به کار خود مشغول بود ، امروز محمد مومنی مدرک سطح اول مربیگری ایران را دارد ، دکترای ورزشی دارد و به عنوان یک مربی فوتبال و استاد دانشگاه در تهران مشغول است. او به عنوان یک سرمایه ی استانی و ملی همواره دغدغه های همراهی با استان را دارد ، چه خوب است که از این سرمایه ها بیشتر استفاده شود . فرصتی شد تا در تهران دیداری دوستانه داشته باشیم و به بهانه ی فوتبال گپی بزنیم که در ادامه می آید.
مهدی رخشانی

گفتگو با فوتبالیست ها معمولا از کوچه های خاکی آغاز می شود شما هم آقای مومنی برای شروع از کوچه های خاکی زندگی شروع کنید ،متولد کجا هستید و مسیر فوتبال چطور شما را به آقای گلی ایران رساند؟
من متولد زابل هستم و در محله ی خندق در یک خانواده ی شش فرزندی متولد شدم، هرچند شرایط اقتصادی خوبی نداشتیم اما یک خانواده ی همدل بودیم چرا که پدر و مادرخیلی خوبی داشتیم .
در مورد فوتبال من از نوجوانی در تیم های مختلف زابل و زاهدان بازی کردم، از مربیان خوبم می توانم از آقایان عظیم زاده و نکویی در زابل یاد کنم و در تیم های استان هم مهمترین مربی من آقای ابراهیم ریگی بوده، که با کمک ایشان من در ۱۶ سالگی در لیک کشوری بازی کردم و دیده شدم، اما باید اشاره کنم که با همه ی این تلاشهای اولیه اگر من به عنوان دانشجو به شهر مشهد نمی رفتم شاید هیچ وقت به فوتبال سطح اول کشور نمی رسیدم.
یعنی می خواهید بگویید که از استان راهی به فوتبال سطح اول کشور وجود ندارد؟
بله متاسفانه برای فوتبالیست های سیستان و بلوچستانی راهی برای رسیدن به سطح اول فوتبال وجود ندارد، من منکر کارهایی که در این سال ها شده نیستم، اما به صراحت می گویم که چه در گذشته و چه درحال حاضر شرایط رشد استعدادهای فوتبالی در استان وجود ندارد، من دوستان زیادی را به یاد دارم که از من فوتبالشان بهتر بود اما امکان رشد پیدا نکردند، در تجربه ی حضورم در استان و همین چند وقت گذشته در آکادمی فوتبال استقلال هم استعدادهای زیادی را دیده ام که شایسته ی رسیدن به سطح ملی و حضور در لیگ برتر هستند اما امکان رسیدن به این سطح برایشان فراهم نیست و در حقیقت استعداد سوزی می شود.
در همین مدتی که در آکادمی استقلال بودم نوجوانانی را می دیدم که شب در پارک می خوابیدند و صبح پیش من می آمدند که آقای مومنی ما از سیستان و بلوچستان آمده ایم و می خواهیم فوتبالیست شویم و واقعا هم با استعداد بودند اما به هر حال من به چند نفر می توانم کمک کنم؟ این در حقیقت وظیفه ی استان است که شرایط رشد این بچه ها را فراهم کند.
این حرف شما را من از بسیاری از مربیان و فوتبالیست ها شنیده ام که فلان فرد فوتبالیست قابلی بود و به تیم مثلاً نوجوانان هم دعوت شد اما نتوانست برود، افرادی را می شناسم که حتی به خاطر نداشتن پول بلیط رسیدن به محل اردو از استان به تهران نرفته اند و آینده و زندگیشان تغییر کرده، این یک معضل بزرگ ورزشی برای استان ما محسوب می شود و در طول این سالها سرخوردگی فردی یا حتی مشکلات اجتماعی بوجود آورده، افراد زیادی هستند که به دلیل همین سرخوردگی خانه نشین شده اند، معتاد شده اند و به هر حال دیگر زندگی طبیعی خود را نتوانسته اند پیش ببرند پس این مسئله ی مهمی است.
ببینید، برخی از مشکلات به نگاه خانوادگی برمی گردد که مخصوصاً زمان ما خانواده ها فوتبالیست شدن را شغل نمی دانستند و این باعث می شد جلوی رفتن فرزندشان را بگیرند. که البته حالا فکر کنم این نگاه تغییر کرده باشد.
مورد دیگر همان طور که شما اشاره کردید دوری از مرکز و خرج زیاد این رفت و آمدها و مشکلات مالی دراستان بوده و هست، سودجویان و شرایط سخت ورود به تیم های فوتبال هم که مشکلات را گسترده تر و پیچیده تر می کند، اما از این موارد که بگذریم من می خواهم بگویم بستر سازی درست و برنامه ریزی مناسب در استان برای فوتبال وجود ندارد البته از نظر سخت افزاری و بودجه ما مشکل زیادی نداریم اما متاسفانه تفکر رشد ورزش و جدی گرفتن فوتبال در استان دیده نمی شود، به همین دلیل استعدادها هدر می روند یعنی به طور مشخص بگویم که هرچقدر آقایان در هیات فوتبال و تربیت بدنی استان تلاش کنند، مادامی که استان سیستان و بلوچستان یک تیم فوتبال در لیک یک و یا لیگ برتر نداشته باشد انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است و فوتبال استان پیشرفت نمی کند و دیده نمی شود. من از دوران خودم می گویم بچه هایی مثل: غفور قلندرزهی از خاش احمد پرناک و منصور آبادی که بچه های زابل بودند و زاهد ریگی، قلاسی و سراوانی و خیلی های دیگر می توانستند در لیگ برتر بازی کنند. اما تیمی وجود نداشت که این استعدادها دیده شوند و هنوز هم بخش بزرگی ازمشکل همین است.
چندسال پیش تیم هامون سازه که با سرمربی گری شما هم مدتی پیش رفت تلاشی در همین جهت بود، چرا به نتیجه نرسید؟
من اول از مهندس قاسمی تشکر کنم که خیلی برای آن تیم زحمت کشید، ببینید تیم هدیه بود از طرف فدراسیون به استان و وقتی که من وارد کار شدم به مهندس قاسمی گفتم چند سال اگر صبر داشته باشید هم تیم را بومی می کنیم و هم بالا می آوریمش، اما آن چیزی که در استان نیست نگاه همه جانبه و همدلانه به مسائل است، یعنی اگر از عالی ترین مقامات استان تا نمایندگان و مردم کنار هم قرار می گرفتند ما حتماً موفق می شدیم، دست تنها که نمی شود کارکرد، ببینید ما در همان سال در رفت و برگشت آبادان را بُردیم ، این کار خیلی بزرگی بود ، توجه کشور به ما جلب شده بود ولی در نهایت برای یک امتیاز کمتر بالا نرفتیم و این خیلی ناراحت کننده بود. هر چند ما خیلی وقت و انرژی گذاشتیم اما متاسفانه یک عزم جدی استانی برای موفقیت تیم ندیدم، ما در استانهای دیگر حتی یک خوابگاه نداشتیم، در مجموع حمایت استان از تیم ما بسیار سطح پایین بود، به هر حال ما بالا نرفتیم ولی فوتبال همین است، دنیا که به آخر نرسیده بود، با من نمی توانستند کار کنند با کس دیگری کار را جلو می بردند نباید تیم را از دست می دادند. و بعد از اتفاقاتی که افتاد اگر تیم را حراج نمی کردند استان هنوز تیم داشت،من می گویم یک مجموعه پتانسیلی که به سختی به دست آورده را نباید به این راحتی از دست بدهد!!! اما به راحتی تیم را از دست دادند و همین طور که گفتم هر چقدر در فوتبال کار انجام شود اگر تیم نداشته باشیم استان دیده نمی شود، انگار هیچ کاری انجام نشده، جایگاه تیم فوتبال بسیار فراتر از یک تیم است، امروز تیم فوتبال مناسبات اجتماعی و سیاسی را می تواند تغییر دهد ولی متاسفانه نگاه مدیریتی ورزشی دراستان ما هنوز سطح پایین است، به اسپانسر فوتبال می گویند شما بیا پیراهن برای تیم بیاور!! ببینید چقدر نگرش کوچک است.
به هر حال یک موقعیت مناسب برای استان از دست رفته و امیدواریم همه ی مسئولین استانی و ورزشی تلاش کنند که روزی بتوانیم یک تیم فوتبال خوب داشته باشیم، این واقعا خواسته تمام مردم استان است. اگر موافق باشید کمی از استان فاصله بگیریم و در مورد مسیر فوتبالی خودتان بیشتر گپ بزنیم در دورانی که به مشهد رفتید وارد تیم توربو و در ادامه ابومسلم و پیام شدید، از ادامه ی فوتبالتان بگویید؟
زمانی که من در پیام مشهد بازی می کردم این تیم در لیگ برتر بود و بعد همانجا آقای ناصر حجازی برای سپاهان من را انتخاب کرد که در ادامه من برای پلی اکریل اصفهان بازی کردم و با بیست گل آقای گل ایران شدم، آقای رخشانی می خواهم اینجا مشکل دیگری از فوتبال ایران و البته ضعف استان خودمان را بگویم!!
بله بفرمایید؟
من در حالیکه آقای گل ایران بودم و برای تیم ملی انتخاب شده بودم به دلیل نبود پشتوانه ی قدرتمند از استان و حمایت از طرف مسئولین استان به راحتی از تیم ملی خط خوردم و کسی جایگزین من شد که پشتوانه ی سیاسی و قدرت داشت، بله در فوتبال این موارد بسیار تأثیرگذار است، من بدون هیچ حمایتی از استانم این روند را رفته ام و این را خطاب به آدم های صاحب قدرت از استان می گویم که هم استانی های قدرتمند و عزیز، علاوه برحفظ موقعیت شخصی خود خوب است که به دیگران هم فکر کنید، در حقیقت ما همه باید حامی همدیگر باشیم تا بتوانیم پیشرفت کنیم، اگر آن روزها من در ساختار قدرت حامی داشتم قطعاً از تیم ملی خط نمی خوردم. این مورد را بعدها خود آقای مایلی کهن هم به من گفت.
و این مشکل همچنان هم برای استان ما وجود دارد ؟
بله دقیقاً.
و در ادامه ی مسیر فوتبالی شما به استقلال رفتید؟
بله ، بعد از اینکه آقای گل لیگ شدم تیم های زیادی من را می خواستند از جمله استقلال و پرسپولیس، که من به خاطر حضور آقای ناصر حجازی استقلال را انتخاب کردم و سه فصل خوب در این تیم بازی کردم و بعد به فوتبال ترکیه رفتم و حضورم در ترکیه از نظر فنی و آگاهی فوتبالی بسیار در روند کاری من مهم بود، شاید همین تجربیات باعث شد که با وجود اینکه حق من در فوتبال ایران خورده شد اما به جای رفتن سراغ ارتباطات خارج فوتبالی و حاشیه ها به درس و دانشگاه بپردازم و امروز با داشتن دکترای فیزیولوژی ورزشی به تدریسم در دانشگاه و پرورش ریشه ای فوتبال در ایران فکر کنم.
شما آقای گل لیگ ایران شدید، در تیم ملی فوتبال بازی کردید و عناوین درجه یک فوتبالی دارید ولی از نظر فوتبال دوستان جذابترین زمان بازی شما حضور در تیم استقلال و بازی در فینال لیگ قهرمانان آسیا و البته بازی برای ناصرخان حجازی است، از آن روزها و خاطراتتان بیشتر بگویید.
بازی در تیم های بزرگ مثل استقلال غیر از قدرت تکنیکی و تیمی یک مشخصه ی بزرگ دارد و آن مواجهه با تماشاچی ها و حاشیه هاست یعنی باید بازیکن از نظر روحی، روانی هم آماده ی بازی در چنین تیم هایی باشد، بله بازی در استقلال برگ برنده ی من در دوران فوتبالی ام بوده و گل زدن برای استقلال در بازی مقابل نیروی هوایی عراق و همچنین بازی در فینال لیگ قهرمانان آسیا برای من خاطرات فراموش نشدنی هستند. هنوز هم وقتی در شهرهای مختلف ایران و مخصوصاً استان خودم مردم به من ابراز محبت می کنند از حضورم درتیم استقلال یاد می کنند و به من لطف دارند.
و تأثیر ناصرخان حجازی در فوتبال شما؟
ناصرخان یک انسان خوش رو، خوش پوش و راستگویی بود، انسانی که بین شاگردانش فرقی نمی گذاشت، عادل ترین و صادق ترین فوتبالیست ایران بود یعنی بین من که از سیستان و بلوچستان آمدم و مثلاً سیروس دین محمدی که از تبریز آمده بود هیچ فرقی نمی گذاشت و فقط فوتبال و موفقیت استقلال برایش مهم بود، شاهد این گفته ی من این که حتی پسرخودش را هم اگر آماده نبود بازی نمی داد، ناصر خان در تمام طول زندگی اش همیشه به دنبال حق بود و از هیچ کس در این راه نمی ترسید، بله من درس صداقت و شجاعت را از ناصرخان آموختم.
یادم هست وقتی برای بازی به عراق رفته بودیم در شرایطی که هیچکس امکان زیارت حرم آقا امام حسین (ع) را از ایران نداشت ، ما امکان زیارت پیدا کردیم و این برای ما خیلی شوق آفرین بود، زمان حرکت دیدیم ناصرخان شیک ترین کت و شلوارش را پوشیده و بهترین کرواتش را زده، گفتیم آقا چقدر شیک کردین؟ گفتند: باید همه اینجا متوجه شوند که مهمترین میهمانی و دیدارمان را می رویم و پابوس امام حسین (ع) چقدر برای ما مهم است. در مجموع من فوتبال ایران و به خصوص استقلال خیلی مدیون ناصرخان و منصورخان پور حیدری است یادشان گرامی
و برای آخرین سئوال اینکه لیگ از چند روز پیش شروع شد، استقلال شروع خوبی نداشت، اما در مجموع استقلال این فصل را چگونه می بینید؟
من دو بار با آقای استراماچونی دیدار داشتم و ایشان را آدم دقیق، موجه و مصممی دیدم و با تغییرات استقلال خودش را خوب انطباق داده ولی این استقلال نیاز به زمان دارد تا شرایط خوبی پیدا کند و به نظرم تیم درنیم فصل دوم نتیجه خواهد داد چون نیروها جدید و جوان هستند و همان فاکتور روحی و روانی بسیار مهم است. الان استقلال دو روی سکه دارد نیروی جوانی باعث نتیجه ی خوب بشود یا جوانی و تجربه ی کم باعث نتیجه نگرفتن تیم شود. اما به هرحال من آرزوی موفقیت برای استقلال دارم .
این آخر کار یک سئوال حاشیه ای هم بپرسم، دوستان قدیمی شما در استان می گویند شما در اصل پرسپولیسی بودید، درست است؟
همانطور که گفتم من بعد از آقای گلی از هر دو تیم درخواست داشتم اما استقلال را انتخاب کردم (با لبخند) پس پاسخ شما در این تصمیم است.
با سپاس از وقتی که گذاشتید.
ممنون از شما سلام من را به هم استانی ها برسانید.

نظر دهید







تمامی حقوق این وبسایت متعلق به روزنامه زاهدان میباشد.
طراحی توسط نی زار